بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٧ - ادات حصر بعد از نفى
وصفيّه» نيز بعنوان اينكه فردى از اوصاف است مفهوم را ثابت مىدانيم و اگر مفهوم را در وصف منكر شديم در اينجا نيز مفهومى براى الّا قائل نمىشويم و چون در بحث گذشته اثبات نموديم كه براى وصف مفهوم نيست لاجرم « الّا وصفيّه» نيز مفهوم ندارد، بنابراين وقتى مقرّ مثلا بگويد:
فى ذمّتى لزيد عشرة دراهم الّا درهم (يعنى در عهده من براى زيد ده در هم است كه اين صفت دارد غير از يكدرهم مىباشد) يعنى « الّا درهم» را صفت براى « عشرة دراهم» قرار دهد، در ذمّهاش تمام ده در هم كه موصوف هستند باينكه يك در هم نمىباشند ثابت مىگردد و در اينمثال صحيح نيست كه « الّا » را استثنائيّه فرض كرده و در نتيجه بر عهده مقر بگوئيم نه در هم ثابت مىشود و وجه بطلان اينستكه مستثنا در كلام تام موجب واجب النّصب است در حاليكه « درهم » منصوب نيست و بهرتقدير وقتى « الّا » را وصفيّه فرض نموديم مفهومى برايش نمىباشد لذا در مثال مذكور كلام دلالت نمىكند بر اينكه چيز ديگرى در ذمّه زيد نمىباشد.
الّا استثنائيّه
امّا الّا استثنائيّه، بايد بگوئيم شكّ و ترديدى نيست در اينكه دلالت بر مفهوم دارد يعنى بواسطهاش مىتوان استفاده نمود كه حكم مستثنى منه از مستثنى منفى است زيرا كلمه « الّا » اساسا وضع شده است براى « اخراج » و آن همان استثناء است و لازمه اخراج كه بلزوم بيّن بمناى اخصّ ثابت شده اينستكه مستثنى محكوم باشد بنقيض حكم مستثنى منه و چون اين لزوم همانطوريكه گفتيم بيّن مىباشد لذا برخى چنين پنداشتهاند كه اين مفهوم از باب منطوق مىباشد.
ادات حصر بعد از نفى
امّا الّا كه بعنوان ادات حصر بعد از نفى استعمال مىشود مانند: لا صلوة الّا بطهور در حقيقت اينقسم از الّا نوعى از الّا استثنائيّه مىباشد لذا آنچه در آنجا گفتيماينجا نيز جارى است.